چند روزیه که بی خیال درس و زندگی و اسباب کشی و کوچ و این حرفا شدم و دارم به صورت لاک پشتی سریال فرار از زندان رو نیگاه می کنم.

خیلی هیجان داره و کلی استرس بهت وارد میکنه. دست بلاد کفر نشینان درد نکنه واقعاً با این سریال ساختنشون که اجازه نمیده از پای تی وی جم بخوری. دست سریال سازان وطنی هم درد نکنه واقعاً . منکه از شدت هیجانی که اخیراً تو سریالها وجود داره و واسه قلبای ضعیف خوب نیست به همین الکی های اونور آبی خصوصاً بلاد کفری بسنده کردم.

بگذریم... حالا چی می خواستم بگم:

یه جایی تو سریال قراره یه نفر رو اعدم کنن. اونم بعد از گذشت ده سال از اعدم آخرین نفر تو اون زندون و یک نفر که فکر میکنم به شدت دروغگوئه و میخواد فقط برای تشویش اذهان عمومی آمار رو بالا پائین کنه تا ما مملکت گل و بلبل نشینان فکر کنیم به به اونجاها چه خبره ، میگه که از سال ۱۹۷۶ یا ۶۷ این سیزدهمین اعدامی خواهد بود که در این ایالت صورت میگیره.